تالار مدافعین حیوانات

نسخه‌ي كامل: هزارتوی 2
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي
اگر چه موضوع سایت حیوانات هستن و من هم بنا بر اصولی که بهش پایبندم با یه خاطرۀ سگی شروع کردم اما پستهاشو آدما می فرستن و به عبارتی این ها محاوره های انسانن با انسان پس با احترامی که برای مقام حیوانی و البته نباتی قائل هستم حال انسانی رو محترم می شمرم و می روم سر اصل مطلب و امیدوارم حق مطلوب رو بجا بیارم . اونچه از این پس می نویسم پیرامون مقولۀ شناخته یا چیزی که بهش می گن عرفان . عرفان به عنوان مادر علوم شناخته و نا شناخته شده آبستن هر پیدایش یا آفرینشی در هستیه . روزگاری بود که عرفان از انسان باردار شد و دین ، ریاضیات ، اقتصاد ، فیزیک ، جامعه شناسی و ... به مروز و به حسب نیاز متولد شدن . عرفان و انسان بدرستی برای اونچه که نا پیدا بود و پیدا شد و وجود داشت و موجود شد مادری و پدری کردن چون اونها به هم و به فرزندانی که خلق کردن عشق می ورزیدن . این عشق در همۀ مکتشفین ، مخترعین و متفکرین وجود داشته و داره و خواهد داشت و تنها عامل برای معلولی به اسم مخلوق و پدیده است . اونها که میگن دنیا زیباست بی شک آفریننده هستن و مهم تر اینکه می دونن آفریننده هستن و چون می دونن حریم و احترام سوشون می شه و من با اونها که دنیا رو جز این ببینن و در حقش جز این بگن میونه ای ندارم چون اگر چه خالق باشن اما نمی دونن که هستن و کسی که نمی دونه خالقه و نمی دونه مخلوقش چیه و کیه ؟ خب خالقش رو هم نمی شناسه ! و کسی که بعنوان یه انسان در مقیاس کوچیک که در مقام پدره فاقد شناخت فامیلی و خانوادگی باشه حتما نسبت به بزرگترین فرزند خانوادۀ بزرگ هستی بی تفاوت و بی ادبه . اون فرزند ارشد که مرشد همۀ ماست و احترامش برای ما فریضه است قانونه ...
آدرس اصلي