من پرسشی دارم.جند تن از دوستان حامی حیوانات خود را حیوان می دانند و چه تعدادی تابع نظریه های ماورائی انسان موجودی آسمانی ست هستند؟
من به شخصه انسان را نوعی حیوان می دانم که با تغییرات فراوان در طول تاریخش توانست با ایجاد تمدنی خود را از جنگل یعنی خواستگاه اولیه اش دور کرده برتری نسبتا قابل توجهی بر دیگر انواع موجودات یابد.
اما همچنان نوعی حیوان است.
و در مقایسه با انواع حیوانات در برخی شرایط و موقعیت ها بسیار پست تر از ایشان عمل می کند.
پس من مقام شامخی به دو نمی بخشم.
و اگر از موجودی حمایت کنم،ابتدا از حیوان لجام گسیخته ای با نام انسان دفاع می کنم که چشم بر ناتوانی ها و محدودیت هایش بسته و دلخوش به توانایی های محدودش در پی نابودی کره ی خاکی کمر به قتل هم نوعان و سایر موجودات بسته است.
به نظرم اگر انسان را مهار کنیم کار بزرگی در حمایت از طبیعت و سایر موجودات کرده ایم.
چرا که انچه امروز نسل های حیوانات و انواع گونه های نباتی را به مخاطره انداخته و البته نابودی کره ی زمین را،تمدن!!!!!! انسانی ست.
ممنون
قبل از هر چیزی بسیار خوشحال شدم که شما را اینجا هم دیدم .
به نظر من هم انسان فقط یک حیوان است که به موفقیتهای زیادی برای ادامه بقای خودش دست یافته و البته که همه موفقیتهایش را با خرابکاری در طبیعت و تخریب زندگی دیگر موجودات بدست آورده و همواره از حیوانات و طبیعت سوءاستفاده کرده است ولی من فکر میکنم این انسان یاغی کارش از حمایت گذشته .
سلام . بله انسان هم نوعی جاندار یا حیوان است . قلاسفهء قدیم انسان را "حیوان ناطق" می نامیدند .
شاید بهتر باشد از ورود به مباحث نظری و بی ثمر - حداقل در این مکان - خودداری کنیم چون تنها به مغالطه و سفسطه می انجامد .
نکتهء مهم - و البته متناقض - در مطلب نگارندهء محترم ، تفاوت بین "مهار" با "حمایت" است . بله انسان نیاز به مهار دارد نه حمایت چون کاملا
در موضع تهاجم قرار دارد .
من هم انسان رو يك نوع حيوان مي دونم كه هيچ مقام بالاتر و حقوق بيشتري نسبت به بقيه نداره و فقط از روي ناداني و خودخواهي خودش رو اشرف مخلوقات (!) و صاحب اختيار همه هستي مي دونه.
انسان نوع تکامل یافته ای از پریماتها است که بر اساس نظریه ی تکامل داروین مقداری مغزش رشد کرده.یک استفاده ی کوچک از این مغز به نسبت قوی لازم است تا در نسلهای بعدی این مغز رفته رفته قویتر شود تا یکدفعه تبدیل به چیزی که ما هم اکنون میبینم شود
با سلام
بله انسان هم نوعی حیوان است منتها با قدرت تفکر .انسان بر خلاف حیوانات که دارای روحی ضعیف هستند دارای روحی با زمینه تکامل هست.عقلی که بواسطه آن اشرف مخلوقات شده ولی بیشتر انسانها آنقدر غرق در گناه هستند که مقام خودشونو از حیوانات هم پایینتر آورده اند.و حیوانات بر طبق غریزه از محدوده ای که خدا تعیین کرده فراتر نمی روند ,با طبیعت هماهنگ هستند .طبیعتی که کار آن تجدید حیاته ولی انسان فقط نابود می کنه .عاقبت خودشون رو هم از بین می برند.برای من حیوانات مخصوصا پرندگان ارزش زیادی دارند ,تنها به این دلیل که موجوداتی پاک هستند.
سلام
به نظر من هم انسان نوعی حیوان است
نظر شخصی من اینه که مثلا به سگ باید گفت انسانی به نام سگ
یا انسانی به نام ...
و حیوانی به نام ان....
می پرسند آیا انسان همان حیوان است.
برای جواب به هر سوالی باید به سراغ خداوند برویم.
خدا تنها بزرگ واقعی است و تمام آنچه در کائنات می بینیم بزرگی ظاهری داشته و بزرگی خود را مدیون ریز مخلوق ها هستند.
ریز مخلوق های خدا به دیده نمی آیند و برای اینکه به دیده بیایند باید اجتماع تشکیل دهند. وقتی از دبده شدن صحبت است منظور
دیدن با حواس پنجگانه می باشد.
اگر به مخلوق های خداوند توجه کرده باشید در طول زمان تغییرات بسیاری کرده اند. علت آن ورود عناصر جدید به چرخه حیات
می باشد. چند مخلوق خدا جنگل، دریا، اقیانوس، صحرا، بیابان ، و.......می باشند. تمام مخلوق های خدا برای اینکه به دیده بیایند
باید شنیده بشوند، دیده بشوند باید لمس بشوند، باید بو داشته باشند ، باید طعم داشته باشند و باید شنیده بشوند.
صدای بسیاری از مخلوق های خداوند حیوانات هستند اگر صدا را مخلوق های خدا بگیرید مخلوق از بین خواهد رفت . صدای
حیوان ها برای مخلوق مثل صدای قلب عمل می کند اگر این صدا نباشد مخلوق مرده به حساب خواهد آمد.
انسان را هم از هر محیطی بگیرند مرده به حساب خواهد آمد . فعالیت های انسان موثرتر از دیگر حیوان ها می باشد.
وقتی عنصر جدیدی وارد چرخه حیات می شود واکنش مخلوق ها یکسان نمی باشد. بعضی از مخلوق ها می میرند ، بعضی
خودکشی می کنند، بعضی با آن سازگاری پیدا می کنند.
آنچه مسلم است عناصر جدید سنگین تر خواهند بود و به همین دلیل مخلوق هائی زنده می مانند که ریز تر هستند.
تمام مخلوق هائی که بزرگ هستند یا می خواهند بزرگ بمانند نباید عناصر سنگین را در چرخه حیات خود وارد کنند.
انسان تنها حیوانی است که با موسیقی و هنر های دیگر توانست وابستگی خود را به حیوان های دیگر کم کند و به کمک هنر ترس
خود را از نبود صدای حیوان ها کم کرد و کشتن حیوان برایش آسان تر شد.
ولی هنوز کسانی هستند که فکر می کنند صدای طبیعی موثرتر از مصنوع آن است.
سلام
من متآسفانه با گفته شما دوست عزيز موافق نيستم. چون خداوند به انسان علاوه برغريضه شعور و عقل هم داده اما در مقابل آن بر حيوانات فقط غريضه را حاكم فرموده است تا احتياجاتشان را بر طرف نمايند.البته نا گفته نماند كه در بعضي مواقع اين اشرف مخلوقات خوي حيوانيش بر عقل انسانيش برتري مي يابد.
سلام.
مغز پدیده عجیبی است که خداوند در جمجمه تمام حیوان ها قرار داده است. وقتی گفته است ما همه چیز را خلق کرده ایم قطعا" مغز
کارش خلق کردن نمی باشد. و گفته است ما تمام حقیقت را به شما گفته ایم پس مغز کارش گفتن حقایق هم نمی باشد. تنها کاری که
برای مغز باقی می ماند ارتباط برقرار کردن با خداوند است. که این کار را همه حیوان ها انجام می دهند.
آنچه در رابطه با عقل گفته می شود خود ستائی ای است که اشرف مخلوقات برای خود ساخته است.
آنچه مخلوق ها مجاز به انجام هستند موارد مورد نیاز برای بقا مثل تهیه خوراک، پس انداز خوراک، ساخت مسکن، و...است.
آنچه انسان بیشتر انجام می دهد تولید و پس انداز و مصرف و تنوع .بیش از نیاز شخصی و خانواده است. البته این خصلت در
بعضی از حیوان ها دیده شده است. همین باعث شده مشهور به غیر حیوان بشود. اگر یاد بگیرد تمام نیاز را در حد شخص و خانواده
برآورده کند می شود همان حیوان. یعنی اگر انسان بدنبال تنوع در پوشاک، مسکن، خوراک، و...نباشد می شود همان حیوان.
آنچه خداوند در اختیار مخلوق های خود قرار داده بسیار است. هیچ یک از مخلوق ها از استفاده آنها منع نشده است. مخلوقی که
استفاده کند می شود اشرف مخلوق ها و اگر استفاده نکند می شود حیوان ساده.
خداوند مخلوقی را بیشتر دوست دارد که خدا را بهتر شناخته باشد.
داریم حیوان انسان نمائی که زندگی بدتر از حیوان دارند.